بی گاه
حیران خیالم
آهی تو
هشیاری فرّار عطر سحرگاهی تو
خسته ی بی حسی بهتم
بنوازم
پچ پچ دلداری مهری
همرازم
ماهی افسون ساحل تاریک منم
ماهی تو
ما آن سوی دریاها
راهی تو
زخمی چنگ زمخت زمانه ی ناسازی
نه سازی
با زخمه ی ناکوک بدمهری می سازی
دمسازی
جمع امید محال و دست خالی عمر تباهم
بی گاهم
روزافزون و بی مایه بهره ی رنج تب جانکاهم
آگاهم
رگبار کبود یک گیر بهاری
ریسه ی سبز چلچله ی آغازیم
دست افشانی قاصد کولی آوازیم
بال توأم بازی نقش پروازیم
در دام خُم صد رنگ خزان
می بازیم؟
+ نوشته شده در ساعت توسط
|